بررسی تأثیر گچ و ضایعات آلی مختلف بر ویژگی‌های شیمیایی و تنفس میکروبی یک خاک سدیمی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه زنجان

2 استادیار دانشگاه جیرفت

چکیده

سابقه و هدف: با رشد روز افزون جمعیت و افزایش تقاضا برای آب و منابع غذایی باعث استفاده از آب و خاک فقیرتر برای تولید غذا شده است. در همین راستا بهره‌گیری از منابع حاشیه‌ای و غیرمتعارف از جمله خاک‌های شور و سدیمی در دستور کار اغلب کشورهای جهان که دارای این منابع بوده قرار گرفته است. برای اینکه اراضی شور و سدیمی بتوانند مورد استفاده قرار بگیرند باید ویژگی-های فیزیکوشیمیایی نامطلوب آن‌ها اصلاح گردد. گچ و مواد آلی برخی از اصلاح کننده‌های مورد استفاده در خاک‌های سدیمی هستند. گچ به دلیل حفظ سطح الکترولیت و بهبود خواص فیزیکی برای اصلاح خاک‌های سدیمی استفاده می‌شود. مواد آلی با تجزیه تدریجی در خاک موجب افزایش حلالیت گچ و بهبود ویزگی‌های فیزیکوشیمیایی خاک سدیمی می‌شود. به همین دلیل هدف این پژوهش بررسی تأثیر مواد آلی با نسبت‌های مختلف C:N به تنهایی و توأم با گچ بر ویژگی‌های شیمیایی و تنفس میکروبی یک خاک سدیمی می‌باشد.
مواد و روش‌ها: به منظور بررسی اثر گچ (صفر، 50 و 100 درصد نیاز گچی) به تنهایی و همراه با مواد آلی از بقایای گیاهی یونجه، گیاه ذرت، ضایعات خرما و خاک اره (5/1 و 3 درصد کربن آلی) بر ویژگی‌های شیمیایی و تنفس میکروبی یک خاک سدیمی آزمایش گلخانه‌ای با 27 تیمار و سه تکرار در قالب طرح کاملاً تصادفی به اجرا درآمد. نمونه‌های خاک پس از اعمال تیمارها به مدت دو ماه در رطوبت ظرفیت زراعی در دمای مناسب خوابانیده شدند. دو ماه پس از اعمال تیمارها از گلدان‌های آزمایشی نمونه خاک تهیه وویژگی-های شیمیایی خاک قبل و بعد از آبشویی اندازه‌گیری شدند. برای آبشویی ضخامت آب معادل ضخامت لایه مورد شست و شوی خاک بود همچنین تنفس میکروبی بلافاصله پس از اعمال تیمارها مورد اندازه گیری قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان که قبل از آبشویی، تیمار گچ به میزان 100 درصد نیاز گچی توأم با 3 درصد کربن آلی از منبع خرما دارای بیشترین تأثیر در افزایش هدایت الکتریکی و کاهش pH خاک بود. همچنین پس از آبشویی، pH خاک و مقدار هدایت الکتریکی در همه تیمارها کاهش یافت. بیشترین مقدار کاهش نسبت جذب سدیم قبل از آبشویی از تیمار گچ بدون مواد آلی به‌دست آمد که مقدار نسبت جذب سدیم را از 12/29 در تیمار شاهد به 78/17 کاهش داد و پس از آبشویی بیشترین مقدار کاهش نسبت جذب سدیم از مصرف 3 درصد کربن آلی از منبع خرما همراه با 100 درصد نیاز گچی به‌دست آمد که مقدار نسبت جذب سدیم را از 69/12 به 36/9 کاهش داد. بیشترین مقدار تنفس میکروبی نیز از مصرف 3 درصد کربن آلی از منبع ضایعات خرما بدون مصرف گچ حاصل شد که برابر با 34/296 میلی گرم کربن بود و کمترین مقدار تنفس میکروبی از تیمارهای بدون کربن آلی مصرفی و خاک اره به دست آمد.
نتیجه گیری کلی: نتایج این مطالعه شان داد به طور کلی مواد آلی و گچ زمانی بیشترین تأثیر را در اصلاح خاک سدیمی دارند که پس از افزودن گچ و مواد آلی و خوابانیدن خاک به مدت 2 ماه، آبشویی صورت گیرد. در این صورت می‌توان میزان شوری و سدیم تبادلی خاک را به مقدار قابل توجهی کاهش داد. زمانی که پس از خوابانیدن خاک آبشویی انجام نشود مواد آلی منجر به افزایش ویژگی‌های نامطلوب خاک از جمله نسبت جذب سدیم می‌شود. ضایعات خرما با توجه به C:N بالا نسبت به بقایای یونجه و خرما دارای سرعت تجزیه بیشر و اثر مطلوب تری در اصلاح خاک سدیمی داشت که مصرف همزمان آن با گچ موجب تشدید اصلاح خاک سدیمی شد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The effects of gypsum and different organic waste on chemical properties and microbial respiration of a sodic soil

نویسنده [English]

  • mosayeb vafaee 1
چکیده [English]

Background and objectives: An ever-increasing growth in global population and in demand for water and nutrients has led to the use of less qualified water and soil for food production. Most countries have been utilizing uncommon, marginal sources like sodic and saline soils, which exist in abundance there. For usability of saline-sodic lands, their undesirable physicochemical properties must be amended. Gypsum and organic materials are utilized as amendments to sodic soils. Gypsum is used for reclamation of sodic soils owing to its conservation of electrolyte concentration at the surface and improvement of soil physical properties. Being gradually decomposed, organic materials cause an increase in gypsum solubility and ameliorate sodic soil physicchemical properties. For this reason, this work aimed at an evaluation of the impact of organic materials at different C:N ratios, both on their own and accompanied by gypsum, on chemical properties and microbial respiration of a sodic soil.
Materials and Methods: A pot experiment including 27 treatments with three replications and a completely randomized block design was conducted in order to evaluate the impact of gypsum (0, 50 and 100℅ of gypsum requirement) both alone and accompanied by organic materials obtained from alfalfa plant residues, maize plant, date wastes and sawdust (1.5 and 3℅ organic carbon) on chemical properties and microbial respiration of a sodic soil. After the treatments were conducted, soil samples were incubated in the field capacity moisture at an appropriate temperature for two months; afterwards, soil sample was prepared from the experimental pots and soil chemical properties were measured before and after leaching. For leaching, water thickness was equivalent to the thickness of the leached layer of the soil. Furthermore, microbial respiration was measured immediately after the treatments were imposed.
Results: According the results from this study, before leaching, treatment of gypsum at 100% gypsum requirement accompanied by 3℅ organic carbon from date source exerted a maximum effect, increasing the electrical conductivity and reducing the soil pH. Also, after leaching, a reduction occurred in the soil pH and electrical conductivity in all treatments. Maximum decrease in sodium absorption ratio (SAR) before leaching was obtained from the treatment of gypsum without organic materials, reducing the value of SAR from 29.12 in the control to 17.78. After leaching, the highest decrease in SAR was obtained with 3℅ organic carbon from date source accompanied by 100℅ gypsum requirement, the value of SAR decreased from 12.69 to 9.36. Maximum rate of microbial respiration (296.34 mg C) was obtained by consumption of 3℅ organic carbon taken from date wastes as the source without any application of gypsum. The lowest rate of microbial respiration arose from treatments without any application of organic carbon and sawdust.
Conclusion: According to our results, coexistence of organic materials and gypsum has a maximum effect on the amendment of the sodic soil, on the condition that leaching is carried out after addition of gypsum and organic materials and two-month soil incubation. This way, salinity level and sodium exchange rate in soil can be considerably diminished. When leaching is not carried out after soil incubation, organic materials cause a rise in the undesirable properties of the soil, e.g. SAR. The higher C:N ratio in date wastes makes them have a higher decomposition rate and a more pleasant effect on the amendment of the sodic soil, as compared to alfalfa residues; simultaneous consumption of date wastes and gypsum intensified sodic soil amendment

کلیدواژه‌ها [English]

  • Leaching
  • Organic wastes
  • Sodic soil
  • Sodium absorption ratio